نقش زنان در توسعه (قسمت دوم)

نقش زنان در توسعه (قسمت دوم)
تحقیقات نشان می‌دهد طی یک دهه‌ی گذشته به‌ویژه از سال ۲۰۰۰ تاکنون دو تحول عمده در تجارت و اقتصاد بین‌المللی در حال وقوع است. تحول نخست رشد چشمگیر و انفجارگونه‌ی زنان کارآفرین و تحول دوم رشد حجم تجارت بین‌المللی است.
اطلاعات قابل دسترسی در مورد ویژگی‌های اشتغال زنان در ایران پیش از همه هشدار می‌دهد که تغییرات اساسی در دیدگاه‌های موجود نسبت به کارآفرینی و اشتغال و تعریف آن ها لازم است، تا حداقل زنان نیز در زمره‌ی جمعیت فعال اقتصادی شمارش شوند. این تغییرات جز با ملاحظه‌ی برنامه‌های توسعه و سیاست‌گذاری‌ها در سطح کلان میسر نخواهد شد. بنابراین برنامه‌ریزی، بیشترین نقش را در این بُ‍‍‍‍عد خواهد داشت.

وقتی بحث از حضور زنان در جامعه، نقش آفرینی و اشتغال آنان به میان می‌آید، تعداد زنان کارمند به ذهن می رسد، در حالی که بالاترین میزان اشتغال به زنان روستایی و خوداشتغال و کارآفرین شهری اختصاص دارد. بنابراین یکی از مهم‌ترین معیارها جهت سنجش درجه توسعه یافتگی یک کشور، میزان اهمیت و اعتباری است که زنان در آن کشور دارا می‌باشند. با توجه به این‌که نیمی از کل جمعیت جهان را زنان تشکیل می دهند و دو سوم ساعات کار انجام شده توسط زنان صورت می پذیرد، تنها یک دهم درآمد جهان و فقط یک صدم مالکیت اموال و دارایی‌های جهان به زنان اختصاص یافته است. عدم مشارکت زنان در فعالیت‌های اقتصادی می‌تواند مشکلی بر سر راه توسعه‌ی کشور تلقی گردد. ضرورت کارآفرینی زنان را باید با افزایش و گسترش فرصت‌های شغلی بر مبنای خلاقیت که بار فرهنگی-ارزشی آن قابل کنترل است، پاسخ مثبت داد و از آنجا که زنان دارای طبع لطیف و مادرانه ای هستند باید شغلی را انتخاب نمایند که برای آن از هر حیث آمادگی داشته باشند.

زنان و اشتغال

تحقیقات نشان می‌دهد طی یک دهه‌ی گذشته به‌ویژه از سال ۲۰۰۰ تاکنون دو تحول عمده در تجارت و اقتصاد بین‌المللی در حال وقوع است. تحول نخست رشد چشمگیر و انفجارگونه‌ی زنان کارآفرین و تحول دوم رشد حجم تجارت بین‌المللی است. این دو تحول در کنار هم باعث ارتقای سطح اقتصادی زنان و در مجموع رشد چشمگیر اقتصادی بسیاری از کشورهای بزرگ شده است و ابعاد این دگرگونی تا‌حدی وسیع است که صاحب‌نظران آن را آغاز عصر جدید تجاری در جهان می‌دانند.

جای بسی خشنودی است که هم اکنون کثیری از زنان، صاحب منصب‌های مدیریتی و صاحب پست‌های اداری و امتیاز‌های کاری در کشور هستند‌. در گذشته به دلیل رویکردهای فرهنگی و اجتماعی مردان به زنان اجازه کار نداده و موقعیت‌های شغلی چندانی در اختیار زنان قرار نمی‌گرفت‌. به‌تدریج با تغییر رویکردها و توسعه فناوری و افزایش سطح تحصیلی‌، مشاغل جدیدی برای بانوان طراحی شد که البته هنوز هم تفاوت‌هایی در این رابطه مشهود است از جمله بالا بودن میزان حقوق آقایان در برایر بانوان در برخی از مشاغل در قبال انجام کار برابر و یا به دلیل محدودیت‌های موجود بانوان از انجام بعضی از مشاغل به دور هستند‌. ایجاد شرایط یکسان برای اشتغال و کسب درآمد  می‌بایست وجود داشته باشد‌.

در عصر کنونی، با افزایش سطح تحصیلات زنان و رویکردهای نوین و مثبت، شاهد مشارکت و همکاری زنان پا به پای مردان در عرصه تجارت‌، تصمیم‌گیری‌، مدیریت‌، افزایش بهره‌وری در صنعت و مسئولیت‌های اجتماعی‌ هستیم.

استقلال اقتصادی زنان باعث افزایش توانایی‌شان در اجتماع و کمک به معاش خانواده می‌شود‌. اینکه جامعه‌، پذیرای زنان شده و مانند قدیم مرسوم به این نیست که فقط مرد خانواده اقتصاد خانواده را متحمل شود به تغییر فرهنگ در مسیر جهانی شدن زنان می‌رسیم‌. هرچند که از نظر عده بی‌شماری ممکن است این پدیده به این معنا تعبیر و تعریف شود که به نوعی   نقش‌ها جا به جا شده‌اند. اما حضور زنان به عنوان نیمی از منابع انسانی در اجتماع ضروری و حیاتی است و این واقعیتی ست در دنیای امروز‌.

۱ خرداد ۱۳۹۵ ۰۹:۰۴
تعداد بازدید : ۷۰۳

اظهارنظر


تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید