پیشتر تصور میشد، بیماریهای قلبی _ عروقی مهمترین عامل تهدیدکننده سلامتی برای مردان است ولی اکنون با افزایش میزان عوامل خطرزا، به جرات میتوان گفت حملات قلبی بیش از همه در زنان دیده میشود. براساس گزارش انجمن قلب آمریکا تقریباً بیش از نیمی از ۵۰۰هزار مرگ ناشی از حوادث قلبی در سال در زنان اتفاق میافتد. گرچه عوامل خطرزای قلبی _ عروقی در هر دو جنس یکسان است ولی اینکه چرا بروز بیماریهای قلبی در زنان روزبه روز افزایش مییابد، سئوال مهمی است که متاسفانه جواب مشخصی برای آن داده نشده است. اما به نظر میرسد افزایش حضور زنان در جامعه و مشاغل مختلف که خود باعث پدید آمدن عادات بد غذائی و رفتاری در آنها شده، پاسخ بیموردی به سئوال فوق نباشد.<br> در میان عوامل مختلفی که در بروز بیماریهای قلبی _ عروقی دخالت دارد و در هر دو جنس یکسان است، مواردی نیز وجود دارد که تنها منحصر به زنان بوده و جزء عوامل خطرزای بیماری عروق کرونری به شمار میرود. همچنان که در مردان سن، ژنتیک، پرفشاری خون، کلسترول بالا و استعمال سیگار جزء عوامل خطرزا است، در زنان نیز این عوامل موجب بروز بیماریهای قلبی میشود، بهعلاوه اینکه زنان به دلیل یائسگی، دیابت و بارداری بیشتر از مردان در معرض حملات قلبی قرار دارند.<br> یائسگی: هرچه سن بالاتر میرود، شانس ابتلاء به بیماریهای قلبی نیز در هر دو جنس افزایش مییابد.<br> گرچه در سنین ۴۵ تا ۵۵ سالگی حمله قلبی بیشتر در مردان دیده میشود اما زنان نیز به دلیل بروز یائسگی و کاهش هورمون زنانه استروژن از این خطر در امان نیستند. در سنین حدود۵۰ سالگی، خطر بیماریهای قلبی بهطور فاحشی افزایش مییابد که دلیلی جز یائسگی ندارد. بنابراین میتوان گفت زنان جوان تا قبل از ۴۵ سالگی اگر از دیگر عوامل خطرزا که در ادامه به آنها اشاره میشود، دور باشند به دلیل ترشح استروژن و نقشی که این هورمون در جلوگیری از انسداد شرایین و بروز حملات قلبی ایفا میکند، میتوانند نگرانی را از خود دور کرده و با قلب سالم به زندگی ادامه دهند.<br> چاقی: شناخته شده ترین عامل خطرزای بیماریهای قلبی- عروقی در هر دو جنس که با خود چندین عامل خطرزای دیگر را به همراه میآورد، چاقی است. هنوز علت دقیقی برای افزایش خطر حمله قلبی ناشی از چاقی کشف نشده ولی همراه بودن چاقی با پرفشاری خون، کلسترول بالا و دیابت تیپ ۲ خود دلیل آشکاری بر این پدیده است. مطالعات نشان میدهد افرادی که چاقی آنها بيشتر در اطراف کمر و شکم است و به نوعی الگوی مردانه دارد، بیشتر به بیماریهای عروق کرونری مبتلاء میشوند. با توجه به این مسئله، افزایش چاقی شکمی در زنان را که دلیلی جز تغذیه نامناسب و عدم تحرک ندارد میتوان یکی دیگر از علتهای پیشرفت بیماریهای قلبی _ عروقی در آنها دانست.<br> استعمال سیگار: از بارزترین عوامل خطرزا بوده که متاسفانه در زنان روزبه روز در حال افزایش است. مطالعات نشان میدهد مصرف یک تا ۴نخ سیگار در روز خطر حمله قلبی را تا ۳برابر در زنان افزایش میدهد.<br> با توجه به اینکه امروزه تعداد زنان مصرف کننده سیگار در ردیف مردان سیگاری قرار دارد، بعید نیست با ارتباط مستقیمی که استعمال سیگار با کاهش اثر محافظتی استروژن در برابر تصلب شرایین دارد، میزان حمله قلبی در زنان از مردان نیز بالاتر رود.<br> دیابت تیپ ۲: زندگی شهری و مدرن دستاوردهای فراوانی داشته که دیابت تیپ۲ یکی از آنها است. افزایش قند خون به دلیل تسریع تصلب شرایین، رابطه مستقیمی با بروز بیماریهای عروق کرونری دارد. دیابت با کاهش سطح HDL خون (کلسترول خوب) که بالا بودن آن یک اثر محافظتی بر قلب دارد، ریسک حمله قلبی در زنان را افزایش میدهد.<br> کلسترول بالا: در گذشته بالا بودن کلسترول یکی از عوامل خطرزا در مردان به شمار میرفت ولی امروزه این جایگاه به زنان رسیده است. تازه ترین تحقیقات نشان می دهد ۵۵ درصد زنان از کلسترول بالا رنج میبرند که طبق شواهد موجود بیارتباط با چاقی، دیابت و عدم تحرک فیزیکی و یائسگی نیست.<br> استرس و فشارهای روحی _ روانی: یکی دیگر از عوامل خطرزای بیماریهای قلبی استرس و فشارهای روانی است که بیشک معلول افزایش حجم کار زنان در خارج از خانه است. افزایش میزان حمله قلبی در زنان شاغل پژوهشگران را به بررسی اثرات روحی ناشی از حجم کار بالا بر سلامت قلب واداشته است. مشاهدات آنها نشان میدهد زنانی که علاوه بر کارهای منزل به فعالیتهای اجتماعی نیز مشغول هستند بیشتر از همسالان خود دستخوش آسیبهای روحی و جسمی میشوند. تغییر رژیم غذائی و استعمال سیگار که خود مولود افزایش فعالیتهای اجتماعی زنان است دو عامل مهم در بروز بیماریهای قلبی _ عروقی است که پیش از این بین مردان جایگاه ویژه و خطرناکی داشت.<br> براساس موارد فوق و همسان شدن شرایط اجتماعی زنان و مردان و میراث به جا مانده از آن که همانا تغییر مسیر زندگی در جهت به خطر افتادن سلامتی است، جای هیچ سئوالی نمیماند که بگوییم زنان در مقایسه با مردان آسیب پذیرتر شده اند و از درجه رسیدگی و حمایت کمتری برخوردارند.