وجدان کاری را میتوان رضایت قلبی و التزام عملی نسبت به وظایف تعیین شده برای انسان تعریف کرد. با این شرط که بدون هرگونه سیستم نظارتی ، شخص وظایف خود را به بهترین نحو ممکن به انجام رساند.<br> ● وجدان به چه معناست؟<br> در قرآن کریم واژه وجد و مشتقات آن ، در معانی یافتن و دیدن ، اطلاع و آگاهی و رسیدن مورد استفاده قرار گرفته است و به عنوان نفس لوامه نیز تعبیر شده که با انجام کار زشت انسان را نکوهش میکند.<br> در زبان عربی ، الوَجد ، الوُِجد ، و الوِجد به عنوان مصدر و به معنای دوستی ، شادی ، قدرت و وجدان قوهای باطنی تعریف شده است که خوب و بد اعمال را تشخیص میدهد.<br> در زبان فارسی وجدان در لغت به کسر واو است، ولی درتداول ایران و عراق بضم واو تلفظ میشود و به معنای یافتن ، شعور ، شعور باطن و به عنوان قوهای در باطن شخص است که وی را از نیک و بد اعمال آگاهی دهد.<br> وجدان در زبان انگلیسی با واژه Conscience معرفی شده و به معنای باطن ، دل و شعور آمده است و از آن به عنوان احساس درونی و روحانی که موجب تشخیص خوب از بد میشود یاد شده است.<br> ● وجدان کاری<br> وجدان کاری عبارت است از احساس تعهد درونی به منظور رعایت الزاماتی که در ارتباط با کار مورد توافق قرار گرفته است. به بیان دیگر منظور از وجدان کاری ، رضایت قلبی ، تعهد و التزام عملی نسبت به وظیفههایی است که قرار است انسان آنها را انجام دهد، به گونهای که اگر بازرس و ناظری نیز بر فعالیت او نظاره گر نباشد، باز هم در انجام وظیفه قصوری روا نخواهد داشت.چگونه میتوان کم کاری ، عدم احساس مسئولیت ، حضور نیافتن در محل کار ، عدم پاسخگویی و راهنمایی صحیح مراجعان ، مراقبت نکردن صحیح از اموال ، بیتوجهی به کیفیت کار و گرایش به آسانطلبی را به رضایت شغلی و انجام کار با کیفیت بالا و مطلوب و حضور موثر در محل کار تبدیل کرد؟<br> وجدان عبارت است از استعدادی که به تشخیص نیک و بد پرداخته و برای امور ارزش قائل است، نیک و بد را از هم فرق گذاشته و برای ما نوعی الزام عملی ایجاد میکند.<br> وجدان کاری عبارت است از مجموعه عواملی که در فرد سازمانی نظام ارزشی بوجود میآورد.<br> در صورت دارا بودن بالاترین حد وجدان کار میتوان جامعهای را تصور کرد که در آن افراد در مشاغل گوناگون سعی دارند تا کارهای محوله را به بهترین وجه و بطور دقیق و کامل و با رعایت اصول بهینه سازی انجام دهند. پس وجدان کاری موجب میگردد تا افراد سیستمی و نظاممند گردند. (خودکنترلی )<br> ● مفاهیم مشابه یا مرتبط با وجدان کاری<br> وجدان کاری با مفاهیمی از قبیل انضباط ، روحیه ، کارایی ، انگیزش و تعهد در حالی که رابطه نزدیک دارد، متفاوت است.<br> ▪ وجدان کاری و انضباط<br> انضباط به معنی تربیت مبتنی بر نظم خاص است، در مسائل اجتماعی ، شیوه زندگی مبتنی بر قانون را انضباط گویند که برای رعایت آن قوانین به یک نیروی خارجی نیاز است. در این شرایط ، مجریان قانون تنها وظیفه تنبیه خاطیان را به عهده دارند و کسانی که قانون را محترم میشمارند تنها به وظیفه خود عمل کردهاند، در حالی که وجدان کاری ، نیرویی است درونی که هم پاداش میدهد (در صورت رضایت درونی) و هم کیفر (در صورت عذاب وجدان).<br> ▪ وجدان کاری و روحیه<br> روحیه را نیرویی میدانند که به یاری آن فرد خود را در تطابق کامل با سازمان میبیند و وظایف خود را با علاقه و انضباط انجام دهد. به این ترتیب ، روحیه از تطابق فرد و سازمان منتج میشود در حالی که وجدان کاری حاصل احساس و تعهد درونی فرد در قبال وظایفی است که پذیرفته است.<br> ▪ وجدان کاری و کارایی<br> کارایی به استفاده بهینه از منابع اطلاق میشود و در واقع هنگامی کارایی بالاست که منابع انسانی در امور و وظایف محوله بهترین عملکرد را داشته باشند. بنابراین ، بین کارایی و وجدان کاری میتوان رابطهای علی برقرار کرد، بدین ترتیب که وجدان کاری یکی از عوامل موثر بر کارایی است ولی بالا بودن کارایی الزاما نتیجه بالا بودن وجدان کاری نیست.<br> ▪ وجدان کاری و انگیزش<br> انگیزش عاملی است که موجب میشود تا انسانها کاری را انجام دهند که بعضی آن را نیرویی درونی و برخی نیز آن را نیرویی بیرونی میدانند، بنابراین تحلیل انگیزه در بررسی مسئله وجدان کاری از اهمیت فوق العادهای برخوردار میباشد.<br> ▪ وجدان کاری و تعهد<br> رایلی و کادول ، تعهد را به عوامل و انگیزههای درونی و بیرونی شغل تقسیم میکنند و سامرز ، تعهد موثر را نوعی وابستگی و انضمام به سازمان میداند که به صورت پذیرش ارزشهای سازمان و تمایل به باقی ماندن در سازمان تظاهر مینماید.<br> ● عوامل مؤثر بر وجدان کاری<br> برای آن که فرد کار خواسته شده و مورد نظر را انجام دهد، چند حالت میتوان تصور کرد:<br> ▪ از طریق جبر و زور ، که عامل کار با کوچکترین تخلف به مجازات رسیده و همواره به خاطر ترس از کابوس مجازات سعی میکند با حداکثر توان خود کار کند.<br> ▪ با تنظیم قوانین و مقررات و ایجاد انگیزههای مادی مناسب ، از قبیل افزایش دستمزد ، اضافه کردن مزایای جانبی ، کم کردن زمان کار و بهبود شرایط آن است که عامل کار تحت تأثیر این قبیل انگیزهها حداکثر تلاش خود را مبذول دارد.<br> ▪ تقویت وجدان کاری و استفاده از انگیزههای مادی ضمن تقویت و تأکید بر اهداف معنوی.<br> ● نتیجه<br> وجدان کاری کارکنان تحت تاثیر عوامل مختلفی است:<br> ▪ به کارگیری کارکنان بر اساس علاقه و توانایی و معیارهای قابل اندازهگیری.<br> ▪ تلاش برای ارضا نیازهای کارکنان.<br> ▪ احتساب سختی ، حساسیت و پیچیدگی کار در تنظیم حقوق و مزایا.<br> ▪ ارزیابی عملکرد کارکنان برای ایجاد امکان پیشرفت.<br> ▪ ارائه فرصت و امکان لازم برای ترفیع کارکنان بر اساس معیارهای قبل از اندازهگیری.<br> ▪ تشویق و تنبیه کارکنان.<br> ▪ شرکت دادن کارکنان در تصمیم گیریهای سازمانی.<br> ▪ تفویض اختیار و عدم تمرکز تا حد امکان.<br> ▪ تقسیم کار مطلوب کارکنان.<br> ▪ انتساب مدیران شایسته بر اساس تخصص ، تجربه ، وجدان کاری و علاقه به جای روابط و خصوصیات غیرمرتبط با کار.<br> ▪ اجرای برنامههای آموزشی بر اساس نیازهای شغلی و به منظور تعالی کارکنان برای ایجاد خرسندی از شغل.<br>