پرش به محتوای اصلی

پدرم

پدرم
تصور ما در مورد توانایی پدرمان ، با توجه به سن و سالمان تغییر میکند.مثلا:
4 ساله : بابا هر کاری می تونه انجام بده .
5 ساله : بابا خیلی چیزا می دونه .
6 ساله : بابام از بابای تو باهوش تره .
8ساله : بابام هر چیزی را دقیقا نمی دونه .
10 ساله : در گذشته زمانی که بابام بزرگ می شد، مسائل مطمئنا متفاوت بودند .
12 ساله :خوب، طبیعی است، پدر در آن مورد چیزی نمی دونه ،
اون برای به خاطر آوردن کودکی اش خیلی پیر است .
14 ساله :به پدرم خیلی توجه نکن، او خیلی قدیمی فکر می کند .
20 ساله :خدای من! او از جریان روز خیلی پرت است .
25 ساله : پدر کمی درباره این موضوع اطلاع دارد . پدرم تجربه زیا دی دارد .
30 ساله : شاید باید از پدر نظرش را بپرسم .
35 ساله : بدون مشورت با پدر کاری نمی کنم .
40 سالگی : متعجبم که پدر چگونه آن جریان را حل کرد . او خیلی عاقل و دانا بود و دنیائی تجربه داشت .
50 سالگی : اگر پدر اینجا بود همه چیز را در اختیارش قرار می دادم و در این باره با او مشورت می کردم.
خیلی بد شد که نفهمیدم او چقدر فهمیده بود . می توانستم خیلی چیزها از او یاد بگیرم .
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۰۸:۵۳
تعداد بازدید: ۶۹۹

اظهارنظر

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید