از نگاه پژوهشگران علوم زیستشناختی، یک منطقه ویژه در قسمت جلوی نیمکره چپ و چند ناحیه کوچک دیگر در نیمکره راست مغز زنان است که به صحبت کردن اختصاص دارد.<br> اساسا زنان از صحبت کردن لذت میبرند . نکته قابل توجه این است که مناطق ویژه کنترل حرف زدن در مغز زنان از سایر نواحی دیگر مغز مجزا بوده و به همین خاطر است که زنان میتوانند در حین صحبت کردن به انجام کارهای دیگری نیز بپردازند! حال به واقع «چرا زنان به صحبت کردن احتیاج دارند؟» شاید تنها راهی که زنان میتوانند از طریق توسل به آن از دست افکار منفی و تلقینهای نگرانکننده ذهن خود رهایی یابند، صحبت کردن درباره مسائل روزشان باشد!<br> خانم ها با حرف زدن خود، به نوعی خود را خالی کرده و آن انرژی و موج و افکار منفی را از خود دورمی کنند. نکته طلایی روانشناسی درباره حرف زدن زنان از نگاه فیزیولوژیستها به این شکل است که مردان میتوانند مشکلات خود را در مغزشان به نوعی، جمعبندی و طبقهبندی کنند اما در مقابل، زنان مشکلات خود را در مغزشان به نوعی به گردش درمیآورند و از نگه داشتن و طبقهبندی کردن آنها گریزانند!<br> حرف زدن، جزئی تفکیکناپذیر از زندگی روزمره زنان محسوب میشود و این مقوله طی سالیان متمادی به اثبات رسیده است.<br> حال اگر خانمها و آقایان و به عبارت دیگر زنان و شوهران با یکدیگر به تماشای یک برنامه تلویزیونی یا دیدن یک فیلم سینمایی بنشینند، اصولا دیده میشود که مردان از زنان خود میخواهند که صحبت نکنند تا آنان به برنامه موردعلاقه خود توجه کنند! به عبارت دیگر برخلاف زنان که گفتیم میتوانند در عین حال که فیلم میبینند، صحبت هم کنند، مردان از چنین قاعدهای مستثنی هستند و نمیتوانند این فرآیند را با هم به اجرا درآورند!<br> شاید مردان به نوعی به این رویه رفتاری همسران خود غبطه میخورند که آنان چگونه میتوانند دو کار را با هم و در یک زمان انجام دهند ولی آنان نه! این پرسش شاید تا همیشه در ذهن مردان باقی خواهد ماند!<br> ولی واقعیتی است که علم نوین روانشناسی آن را به یقین به اثبات رسانده و به هیچ وجه نمیتوان آن را انکار کرد. شاید وقتی شما از زنان بپرسید که علت اصلی این دور هم جمع شدن چیست، آنان در پاسخ به شما بدون شک خواهند گفت که: «ما دوست داریم دور هم باشیم، از لحظات خود لذت ببریم و به واقع هدف اصلی ما از این گردهمایی کوچک و محدود همانا داشتن لحظاتی خوش، ماندگار، بهیادماندنی و مهمتر از همه توسعه و گسترش بخشیدن به روابط انسانی و عاطفیمان است، نه اینکه بخواهیم صرفا به یک فیلم سینمایی یا یک برنامه تلویزیونی دل ببندیم و خوش باشیم!» و کلام آخر اینکه: باید همواره یادمان باشد که یکی از موهباتی که خداوند عالمیان به ما انسانها ارزانی داشته و به واقع در نهاد هر انسانی به ودیعه گذاشته، قدرت تفکر، تامل، اندیشیدن و صحبت کردن با همنوع است چرا که انسان در تمام مقاطع زندگی فردی و اجتماعیاش نیازمند به یک همدم واقعی دارد! اسراردرونی آدمی برای خودش قابل احترام و ارزش است. <br> باید یک تعامل مشترک بین طرفین برقرار شود تا سرانجام دو طرف از همصحبت شدن با هم لذت ببرند و لحظات خوش و ماندگاری را برای یکدیگر خلق کنند. یادمان باشد که سه نوع شنونده وجود دارد: دسته اول آدمهایی هستند که حرف ما را میشنوند و پس از اندک زمان محدودی آن را به فراموشی میسپارند.<br> دسته دوم آدمهایی هستند که حرف دل ما را میشنوند و پس از شنیدن، چند کلام هم به آن میافزایند و به دیگران معکوس و وارونه جلوه میدهند. اما دسته سوم آدمهایی هستند که حرف دل ما را با تمام تار و پود خویش میشنوند، خود را در قالب شخصیتی ما قرار میدهند و پس از شنیدن، به ما راهکارهای متعددی نشان میدهند.<br>