توجه به زندگی و جایگاه اجتماعی بازنشستگان نمونه بازنشستگان، ارتقای منزلت این قشر با اهمیت و تأمین معیشت آنها، همواره از دغدغههای اصلی و مهم مدیریت کلان کشور و مدیران صندوق بازنشستگی کشوری به حساب میآید.
نشریه ثمر (وابسته به سازمان بازنشستگی کشوری) در هر شماره با یکی از این فرهیختگان افتخارآفرین و فعالان تأثیرگذار دوران بازنشستگی گفتگو میکند. در اینجا حاصل گفتگوی این نشره با«معصومه صالحى» را می خوانید.
«معصومه صالحى» در سال 1391 در هفتمین همایش 25 ذیالحجه به عنوان بازنشسته نمونه کشوری برگزیده شده است.
اینجانب در تاریخ 24 خرداد ماه سال 1331 در خانوادهای اهل اراک در شهرستان دورود استان لرستان به دنیا آمدم. دوران ابتدایى را در دبستان پروین اعتصامى گذراندم. در زمینه ادامه تحصیل مادرم مشوق من بود و همیشه میگفت تمام تلاشش را براى راهیابى من به مدارج بالاى تحصیلى خواهد کرد. دوره اول دبیرستان تمام شد و چون در شهرمان امکان ادامه تحصیل نبود، خانواده به خاطر به وجود آوردن این امکان به شهر اراک کوچ کردند تا گفتهشان را جامه عمل بپوشانند و از هیچ کوششی براى موفقیت من دریغ نکنند. متاسفانه پدرم در همان زمان فوت کرد و تمام بار زندگى روى دوش مادرم افتاد و با مراقبتهای مادرانه خود نگذاشت حتی یک لحظه جاى خالى پدر را احساس کنیم. آرزوى من از کلاس چهارم ابتدایی این بود که روزى پرستار شوم تا بتوانم به پدرم که بیمار بود خدمت کنم، خدمتی از جنس همان خدماتى که دیگران به او میکردند. سالها بعد به آرزوى خود رسیدم اما دریغ که دیگر پدرى نبود تا شاهد موفقیت من باشد و من بتوانم به او خدمت کنم. دوره دوم دبیرستان هم به پایان رسید. در کنکور سال 1350 شرکت کردم، در رشته دیگرى هم پذیرفته شدم اما به دلیل علاقهام به دانشکده پرستاری که در تهران بود رفتم و در سال 1354 هم فارغالتحصیل شدم.
به نظر من در همه شغلها میشود به مردم خدمت کرد، اما در شغل پرستاری زمانی به افراد خدمت میکنید که درد دارند، مشکل دارند و ناتوان هستند و پرستار میتواند تسکینى باشد براى همه دردها و آلام افراد و من این عاطفه را از مادرم به ارث بردم، مادرم تمام وقت خود را صرف کمک به مردم میکرد، به نظر او کارى که براى مردم میکنید، گاهی ارزشی بالاتر از عبادت خداوند دارد، چون خداوند آن را سر راه ما قرار داده است تا ببیند چگونه مخلوقش را تیمار دارى میکنیم که در حقیقت این عمل خدمت به خالق است.
بعد از فارغالتحصیلی در قسمت آموزش دانشکده پرستارى اصفهان به عنوان مربی مشغول شدم. به دلیل شکستگی کمر مادرم و مراقبت از وى به اراک منتقل شدم که تنها یک پرستار تحصیلکرده داشت و من دومین پرستار تحصیلکرده آن شهر محسوب میشدم. بخش اورژانس بیمارستان را بر عهده من گذاشتند. یکى از مسئولین وقت میگفت: بخش اورژانس چشم بیمارستان است و«صالحى» چشم اورژانس. عاشق کارم بودم و همیشه به افرادى توجه میکردم که کسى را نداشتند و مشکل مالی داشتند و دلم میخواست بهترین کار را برای مردم انجام بدهم.
براى ادامه تحصیل اقدام کردم، اما چون فرزند دومم به دنیا آمد نتوانستم ادامه بدهم. سال 1381 به تهران منتقل و در بیمارستان لبافى نژاد در اتاق عمل مشغول به کار شدم، بعد از آن به دلیل دورى راه، درخواست انتقال به غرب تهران کردم و مدت 14 سال نیز مسئول درمانگاه شبانه روزى تقى نیا شدم و ریاست بهداشت غرب تهران از من خواست مسئول بهداشت شهرک اکباتان شوم. شوراى سلامت شهرک اکباتان را تشکیل دادم و در ادامه انجمن جهان دیدگان تهران، کانون جوانان و بانوان شهرک اکباتان و اولین مرکز آموزشی توانبخشى ویژه سالمندان مبتلا به آلزایمر در کشور را تاسیس کردم و در مسیر کارهاى اجتماعى قرار گرفتم. همه اینکارها با سلامت جامعه در ارتباط بودند. علاقه شدید من به مادر باعث شد که عشق بیشترى براى کار با سالمندان داشته باشم. در سال 1380 در کنفرانسی در مورد آلزایمر شرکت کردم که 180 درجه نقطه نظر مرا تغییر داد. با تجربهای که در تاسیس انجمنها کسب کرده بودم با کمک تعدادى از دوستان انجمن آلزایمر را تاسیس کردیم. این انجمن در قالب موسسه خیریه امام على (ع) در بهمن 1380 ثبت شد و در اسفند همان سال به درخواست خودم با 25 سال سابقه خدمت از دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتى درمانى با مدرک لیسانس پرستارى به درجه بازنشستگی نائل شدم. چون موسسه خیریه است، کارها داوطلبانه بدون هیچ دریافتى صورت میگیرد. 28 شغل ایجاد شده که به صورت تمام وقت و پاره وقت است. 5 پزشک متخصص داریم که بیماران را ویزیت میکنند. کلاسهای آموزشى در فرهنگسراها و مراکز سالمندى براى مراقبین بیماران برگزار میگردد. بیشتر تلاش بر این است تا از ابتلا به این بیمارى پیشگیرى و یا آنرا به تعویق بیندازیم. محققان بر این باور هستند تشخیص زود هنگام آنقدر موثر است که هر یک سال تشخیص زودتر بیماری، باعث میشود معلولیت ناشى از بیماری تا 5 سال به تعویق افتد. در سال 1383 فعالیتهای انجمن را به انجمن جهانى آلزایمر ارسال کردیم وسائل 1385 به عضویت دائمى این انجمن درآمدهایم. وقتى بیمارى به ما معرفى میشود، بسته آموزشى به خانواده ایشان ارائه میشود که این بستهها بالاترین امتیاز را در جهان به دست آورده، این بستهها هیچ سابقهای در جهان نداشت. تاکنون از طرف انجمن بیش از 000 / 500 بسته آموزشى شامل نشریه، کتابچه درباره آلزایمر و ... به منظور آشنائى همه آحاد جامعه از خردسالان تا بزرگسالان جهت ارتقاى دانش، پیشگیرى از بیماری و تولید دانش در ابعاد گوناگون تهیه و در سطح کشور توزیع گردیده است. در بخش آموزش و پژوهشى کتاب، جزوات، سى دى و فیلم داریم. کتاب «سنگینى الماس» که در آن مشکلات آلزایمر به صورت سوال و جواب مطرح شده به چاپ رسیده و به عنوان کتاب مرجع در سازمانهای ذیربط مورد استفاده قرار میگیرد.
• وقتى حکم بازنشستگیتان را دریافت کردید چه حسى داشتید؟
من خودم درخواست بازنشستگى کردم و خوشحال بودم به فعالیتى که خواسته درونی و قلبى من بود میپردازم. من هنوز خودم را بازنشسته نمیدانم. حکم بازنشستگی فراغت از خدمت دولتى بود، نه فراغت از کار. من در حال حاضر 5 برابر بیشتر از سالهای خدمت دولتی فعالیت میکنم و این لطف خداوند است که توان آن را در من قرار داده و علت آن نیز وجود این پدر و مادرها است که هر چه بیشتر به آنها خدمت میکنیم، انگیزه فعالیت بیشتر میشود، خدمت به سالمندان و افراد مسن جامعه، بزرگترین پاداش را در بردارد.
• به عنوان یک بازنشسته چه انتظاری از صندوق بازنشستگی کشوری دارید؟
انتظار دارم مسئولین توجه خاص و ویژه به رفاه و سلامت سالمندان داشته باشند، زندگى و توانمندیهای سالمندان فرق میکند، ممکن است همزمان چند بیماری داشته باشند، مسائل دارویی و بیمارى آنها تفاوت دارد و به لوازم توانبخشى نیاز دارند. باید با کمک سازمانهای مرتبط براى کمک به این افراد جهت ارائه خدمات رایگان مثل خرید هفتگى، حمام و ... شرکتهایی تاسیس شود.
• یک جمله خطاب به مدیرعامل صندوق بازنشستگى کشوری بگویید.
ما به وجود ایشان افتخارمى کنیم، اینکه یک خانم توانسته است سازمانى به این عریضى و طویلى را به نحو مطلوب اداره کنند. درخواست میکنم فرصتی در اختیار اینجانب قرار بدهند تا طرح آموزش براى سالمندان کشور و طرح یاران دمانس را به ایشان ارائه بدهم و امیدوارم با فکر بسیار بالایى که دارند از این طرحها حمایت و پشتیبانى کنند و این کار در صندوق بازنشستگى کشوری اجرایی شود.
• بازنشستگى را در یک جمله توصیف کنید؟
فرد بازنشسته به دلیل تجربه بسیارى که طی سالها اندوخته، اگر توانش را داشته باشد میتواند به عنوان یک خردمند به جوانان کمک کند. در ممالک دیگر به بازنشستگان به عنوان شهروند ارشد نگاه کرده و از آنها در کارهاى داوطلبانه استفاده مینمایند و این کار فقط سازماندهی میخواهد.